غلامعلى صفايى
351
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
يعنى « بله همانا توبه مىشويد و از بين مىبرد پليدى را ، و همانا حسنات از بين مىبرند گناهان را » . و قيل : و تأتي للتوكيد : قول ديگرى دربارهء معناى « نعم » وجود دارد كه قائل آن مىگويد : گاهى « نعم » براى تأكيد كلام - البته اگر در اول كلام باشد يعنى در جواب چيزى نباشد - نيز مىآيد ، مانند : « نعم هذه أطلالهم » گفته شده كه « نعم » به معناى « إنّ » است و « أطلال » جمع « طلل » به معناى آثار باقى مانده از خانه و مانند آن است . مصنف كتاب دراينباره مىگويد : قول حق اين است كه در اين جمله « نعم » در جواب سؤال مقدر « أهذه أطلالهم » است بنابراين « نعم » حرف جواب و به معناى اعلام مستخبر و مستفهم است . و اعلم أنّه إذا قيل : بايد دانست كه اگر جمله مثبتى مثل « قام زيد » گفته شود ، تصديق آن با « نعم » و تكذيب آن با « لا » است و در جواب آن نمىتوان از « بلى » استفاده كرد زيرا « بلى » در جواب جمله منفى مىآيد كه موجب ابطال نفى آن مىباشد « 1 » و اگر جمله منفى مثل « ما قام زيد » گفته شود ، تصديق آن - يعنى تصديق سالبه بودن و منفى بودن قيام زيد - با « نعم » است و تكذيب آن با « بلى » است كه شخص جوابدهنده به « بلى » مىگويد نفى قيام از « زيد » صحيح نيست بلكه زيد قيام كرده است و از همين قبيل است اين آيهء شريفهء : زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلى وَ رَبِّي ( التغابن / 7 ) . كه « بلى » باعث تكذيب « لن يبعثوا » است كه در نتيجه باعث اثبات « يبعثوا » مىباشد و در موارد استعمال « بلى » نمىتوان از « لا » استفاده كرد زيرا « لا » براى نفى اثبات است و در جواب جمله مثبت مىآيد درحاليكه در موارد استعمال « بلى » اولا جمله قبل منفى است . ثانيا متكلم قصد نفى جملهء قبل دارد يعنى قصد اثبات مطلب منفى قبل را دارد . و اگر جمله استفهاميه مثبت ، مانند « أ قام زيد » گفته شود ، حكم آن همان حكم جمله موجبهاى است كه « نعم » در جواب آن مىآيد ، بنابراين اگر در جواب آن
--> ( 1 ) - ر . ك ، مغني الأديب ، بحث « بلى » .